تبليغاتX
fface to face

fface to face

face to dface

نقاشي و طراحي خوشگل و باحال روي ليوان

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 10:35  توسط face  | 

انیمیشن های عاشقانه – والنتاین 2011

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 2:21  توسط face  | 

شعر زيباي پشت دریاها...

قایقی خواهم ساخت،/خواهم انداخت به آب.                                

دور خواهم شد از این خاک غریب.

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی/و دل از آرزوی مروارید.

همچنان خواهم راند.

نه به آبی ها دل خواهم بست.

نه به دریا-پریانی که سر از خاک به در می آرند.

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران.

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

همچنان خواهم راند،/همچنان خواهم خواند:

"دور باید شد،دور.

مرد آن شهر اساطیر نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود.

هیچ آیینه تالاری،سرخوشی ها را تکرار نکرد.

چاله آبی حتی،مشعلی را ننمود./دور باید شد،دور.

شب سرودش را خواند،نوبت پنجره هاست."

همچنان خواهم خواند/همچنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری ست.

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

بام ها جای کبوترهایی ست که به فواره هوش بشری می نگرند.

دست هر کودک ده ساله شهر،شاخه معرفتی ست.

مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند.

که به یک شعله،به یک خواب عمیق.

خاک،موسیقی احساس تو را می شنود.

و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد.

پشت دریاها شهری ست.

که در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری ست!/قایقی باید ساخت...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 2:16  توسط face  |